تو بگو بهار قشنگه من ميشم بهار تو
تو بگو بمون منم نميرم از کنار تو
تو بگو منو نميخواي ديگه خسته کردمت
گر چه سخته امّا من دور ميشم از ديار تو
تو بگو سرد هوا منم ميشم خورشيد تو
تو بگو که نا اميدي من ميشم اميد تو
تو بگو دلم گرفته از همه دورنگيها
مشکي ميشم مظهر يه رنگي ميشم واسه تو
تو بگو خدا کنه بارون بياد از آسمون
به خدا ميگم گريه کنه براي تو
اگه غمگين بشي از دستم ناراحت بشي
ميميرم که تا ابد پاک بشم از خيال تو
کاش تموم نميشد اين روزا ، اين خاطرها
تو ميموندي واسه من منم ميموندم واسه تو . . .

امروز و فردا
امروز روز ما شدن است و فردا روز تنها شدن ...
امروز روز پروانه شدن است و فردا روز سوخته شدن ...
امروز روز خاطره شدن است و فردا روز فراموش شدن ...
امروز روز فدا شدن است و فردا روز فنا شدن ...
امروز روز بهار شدن است و فردا روز پاييز شدن ...
امروز روز خواب شدن است و فردا روز خراب شدن ...
امروز روز منتظر شدن است و فردا روز خسته شدن ...
امروز روز قصه شدن است و فردا روز غصه شدن ...
امروز روز بيست شدن است و فردا روز نيست شدن ...
امروز روز مرد شدن است و فردا روز نامرد شدن ...
امروز روز آشنا شدن است و فردا روز غريبه شدن ...
امروز روز داد شدن است و فردا روز بيداد شدن ...
امروز روز ترانه شدن است و فردا روز مرثيه شدن ...
امروز روز همنفس شدن است و فردا روز در قفس شدن ...
امروز روز اول شدن است و فردا روز آخر شدن ...
امروز روز گل شدن است و فردا روز خار شدن ...
امروز روز عاشق شدن است و فردا روز بيزار شدن ...

زندگی وقطی زیباست که برای عشق باشد 
عشق وقطی زیباست که برای گریه باشد 
گریه وقطی زیباست که برای تو باشد 
تو وقطی زیبای که برای من باشی 
هر شب کنار پنجره می نشینم و آرزوی دیدنت را در سر می پرورانم .
می خواهم کوله بار خستگی هایم را همراه التماس های درونم برایت هدیه کنم .
میخواهم نجواهای شبانه ام را در سجاده عشق حکاکی کنم